نمی دانم چه می خواهم بگویم ؛
زبانم در دهان باز بسته است .
در ِ تنگ ِ قفس بازست و …
افسوس …
که بال مرغ ِ آوازم شکستنته است .
+ تعطیلات به همدان مسافرت کردم .
جاهایی که دیدم
بنای استر و مردخای / گنبدعلویان / غار علی صدر / برج قربان / حمام قلعه / گنجنامه و کتیبه ی پادشاه هخامنشی / مقبره ابوعلی سینا / باباطاهر / باغ نظری / تپه ی هگمتانه
همدانی ها خیلی خوب آدرس می دهند . مرسی همدانی ها (-:
خیلی مزه داره نقشه دستت بگیری به بابات بگی چپ برو راست برو ((-:
برای اولین بار داخل یک کلیسا رو از نزدیک دیدم . با این که خیابونی که خودمون توش زندگی می کنیم یه کلیسا داره ولی هیچ وقت نشده داخلش رو ببینم ! فکر نکنم اجازه ی ورود هم بدن ! کلیسای محلمون یه راز شیرینه ! دوسش دارم ! به اندازه ی موهای سرم ازش رد شدم ! اگه یه رزو ببینم نیست ناراحت میشم !
+ اگه عامل خارجی وجود نداره که شادتون کنه خوب خودتون دست به کار شین!
دیروز یک عمل تاریخی انجام دادم . و روحم را تا ساعتی شارژ یا شاد کردم .
پله برقی تنها پاساژ شهر دانشجوییمو خلاف جهتش رفتم و کلی شاد شد روحم !
من و دوستم از خنده اشک می ریختیم از خل بازی اینجانب !
باور کنید گاهی دیوانه بازی زندگی رو شیرین می کنه!
+ همیشه وقتی امتحانی رو عقب بندازی سرعت درس خوندنت هم کم میشه ! پس سعی کنید امتحانی رو عقب نندازید !
+ چلچراغ را توقیف کردند !!! این همه جوون چلچراغی باید چه کنند با دلشان ؟)-: خدا ازشان نگذرد !!!!!!!!!
از تنهایی به هر گوشه که خزیدم ویرانش کردند تا کمی به فکر فرو رفتم آنرا به هم زدند !
دستانم را از پشت بسته اند،شمعی رو لبانم گذاشته اند ، می گویند حـالـا حـرف بــزن !!!
هی ! با توام ! به هم بزن ! به هم بریز ! دلخوشی هایم را پرپر کن ! من عاشق خاکم هستم و دوری را بر نمی تابم و این خاک هم ، ظلم را !
+ بگذار فکر کنند با توقیفش موجش را خاموش کردند . چلچراغ ما تابان است ! تابان می ماند در دلـکـمان !
+ 7سال باهاش بودم . 7 سال با چلچراغ … چه زود دیر شد ! یادمه دانش آموز بودم همیشه دعا می کردم زودتر دانشجو بشم بتونم تو مراسم شب چله ی چلچراغ شرکت کنم … همینجوری که وارد دانشگاه شدم چلچراغ جشن هاشو متوقف کرد . . . حالا دانشجو شدم و … خودشو متوقف کردند …
آهنگ نوشت : دیدی که رسوا شد دلم ، غرق تمنا شد دلم
این اوجشو دوست دارم
واااااااااااااااااااااای به دردی که درمــــــــــــــان ندااااااااااااااااارد
فتــــادم به راااااااهــــــی که پــــــــایاااااان نــــــــدااااااااااااااارد
آهنگ بالا رو مرضیه خونده سرعت اینترنتم خیلی پایینه وگرنه لینک دانلود رو میذاشتم.)-:
پ . ن : دوستی در فیس بوک پستی گذاشته بود درباره ی علت نام گذاری رشت که به تخلیص در پی نوشت میارم.(خودم نمیدانستم)
بنابه گمانی، تلفظ دقیق این نام رِشت بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شدهاست و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشتههای ابریشمی دانسته شدهاست. در خصوص نام رشت هم نظرات متعددی وجود دارد. از جمله معروف به (بیه) یعنی مصب بین دو رود یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علیاکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند. قومیت مردم رشت گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیهپس تکلم میکنند. مذهب اکثریت مردم شیعه اثنی عشری است ولی تعدادی اقلیت مذهبی از سالهای بسیار دور در کنار دیگر مردم رشت زندگی میکنند. از دیگر دلایل نام گذاری رشت کلمه «رش» به معنی باران بسیار ریز است. زیرا آب و هوا در این منطقه تقریباً ۸ ماه از سال بارانی است که نوع باران رش بوده و تا ۴ روز در هفته نیز ممکن است ادامه پیدا کند. در این صورت رشت یعنی مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم میبارد واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکتهاست که این واژه مرکب از وا+رش ساخته شده که اصل کلمهٔ مرکب هم پیشوند «وا» معادل «باز» متبادر کنندهٔ «باز باران» یعنی «باران مکرر»است و این در واقع خصوصیت اصلی این شهر است. رشت مرکب از دو پاره واژة رش و ت است. رش همان گونه که آمد باران ریز و مدام است و ت پسوند جای است در زبان پهلوی به گونهای که تشت یا آتشت به معنی آتشدان است. در نتیجه رشت یعنی جایی که در آن باران ریز و مدام میبارد.
—————————————————————————————————————————–






18 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
نوامبر 23, 2010 در 9:33 ب.ظ.
حامد
درود
به نظرم تنها جایی که تو همدان دیدنش به آدم حال می داد دشت نادر تو دامنه الوند بود که اونم به همت برادرا که رفتن توش شهید کاشتن، دیگه حال نمیده !
واقعا این کار رو کردید ؟!؟!؟!؟!!! مردمی که اونجا بودن هم بهتون خندیدن ؟ یا …
————————————————————————————————————————-
سلام
دشت نادر؟! نرفتم)-:
بله(-: من اینقدر محو شادی خودم بودم متوجه خنده ی دیگران نشدم !شاید! نمی دونم!(-: فقط شنیدم یه نفر گفت خسته نباشی !(-:
نوامبر 23, 2010 در 10:25 ب.ظ.
دکتر مینا
یعنی با توقیف چلچراغ ..شنبه ها دیگه معنا نداره….
————————————————————————————————————————–
شنبه ی خوب شنبه ی چلچراغ )-: تبدیل میشه به شنبه ی بد شنبه ی بدون چلچراغ)):
هــــــــــــــــی:(
نوامبر 24, 2010 در 1:53 ق.ظ.
هارمونی
راستش توی این پست زیاد نمیتونم باهاتون همدلی یا همدردی کنم، چرا که نه تا حالا همدان رفتم، نه تا حالا داخل کلیسا شدم، نه تا حالا یک شماره از چلچراغ رو خوندم، نه تا حالا روی پله برقی خلاف جهتش رفتم، نه تا حالا توی فیسبوک رفتم و در ضمن، متاسفانه تا حالا رشت هم نیومدم!
——————————————————————————————————————————
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.(-: پله برقی رو می فرمایم((-:
راستی باز هم ممنون بابت تذکر
نوامبر 24, 2010 در 9:51 ق.ظ.
متین بانو
سلام ساراجونم. همدان گردی خوش گذشته ها حسابی…! ایشاله همیشه به سفر و خوشی خانومی.
مرسی که یادم هستی عزیزم. زبونم نمیچرخه بگم خوبم… بی چلچراغ… واقعا نمیدونم باید چی کار کنم…
هووووووووووووووووووف…:(((((((((((
—————————————————————————————————————————
(:
من همیشه یادتم..منتها مشکلات نمیذاره بهت بزنگم):
راستش من ته ته ته دلم امید دارم … این انرژی چلچراغی خاموش نیمشه ! آقای عموزاده خلیلی نمیذاره! امیدوار باش عزیـزم !
نوامبر 24, 2010 در 3:41 ب.ظ.
س-ر
جالب بود در مورد رشت، نمی دونستم.

———————————————————————————————————-
الآن میدونیـم.
نوامبر 24, 2010 در 5:18 ب.ظ.
ربولی حسن کور
سلام
من تا به حال نرفتم همدان
خوشحالم که بهتون خوش گذشته
لطفا اگه شما فهمیدین چرا چلچراغ توقیف شده به من هم خبر بدین
——————————————————————————————————————————
سلام
انشالله قسمت شه برید.
ممنون
من میدونم. با طرز فکر دولت حاکم همخوانی نداشتن . و دستی بر انتقاد داشتند . کلا ً کسانی که دلشان سبز است هر چه به رسانه ی کمتری دسترسی داشته باشند کار اینها راحت تر است .
نوامبر 24, 2010 در 7:55 ب.ظ.
اشکان
سلاااااااااااااااااام. چطوری سارا جان؟
اول شنبه روز بدی بود روز بی حوصله گی وقت خوبی که میشد غزلی تازه بگی
دوم نمی دونستم همدان بودی.ایشالا که خوش گذشته.راستی امروز عمو رو دیدم کلی دلم واسش تنگ شده بود.
سوم این هفته ال کلاسیکو مثل اینکه خونه شما کلی کری خونی شده.آخ اون خانم مادریدی رو بعد باخت ببینم.
چهارم از همه جا نوشته بودیا مطلب پیوستگی نداشت.عین نکته های کنکوری بود.ولی در کل جالب بود.
مرسیییییییییییییییییی فعلا بای
——————————————————————————————————————-
غزل تازه ؟
کی ؟ من ؟!
جوک سال گفتی
کیــــــــــه این چی میگـــــــــه(با لهجه ی بابای اتی خان خوانده شود)
! تبریک 

آخی بابای خودم..کجا دیدیش ؟ الآن گفتی دل منم واسش تنگولید:)
نمی دونم من که خونه نیستم … شهر دانشجوییم هستم… داغ دلم رو تازه نکن دیگه )-: آخ خ خ خ که چقدر دلم واسه کری های آبجی کوچولو و بابا تنگ شده)):
راستی امشب بارسا داره میبره انگار سه تا گل زده تا حالا
آره جات خالی همدان کلی صفا داشت:)
راستش حالم خوب نبود . برای ثبت لحظات بود این پست و درد دل !
ببخشید دیگه اگه دل چسب نبود ، گاهی آدم فقط و فقط به تخلیه حرف هاش فکر می کنه و نه چیز دیگه!
ممنون که آمدی پسر عموی عزیزم .
نوامبر 24, 2010 در 8:58 ب.ظ.
امیر
سابولیک
شهرهای زیادی از ایران را دیدیم اما همدان هیچگاه نرفتم
نقشه خوانی من هم عالی است هر جایی که مسافرت رفتیم من نقشه خواندم و بابام رانده
پله برقی را تا بحال برعکس نرفتم اصلا مگر می شود پله برقی را برعکس رفت اگر بشود پس آن پله برقی دیگه پله برقی نیست باید اسمش را گذاشت پله بوقی
چلچراغ را از نزدیک دیدم اما هیچگاه نخواندم یعنی اصلا اهل اراجیف خوانی این نویسنده های پولی نیستم البته در دوران جاهلیت اگر اشتباه نکنم سوم دبیرستان مجله موفقیت میخواندم
سارا جان شرمنده که در کامنت دوستات دارم اظهار نظر می کنم اما حامد جان یادت نره که هرچه داریم و خواهیم داشت از شهیدان هستش اگر اون عزیزان نبودند الان …….. واقعا از این طرز فکر متاسفم واقعامتاسفم
-————————————————————————————————————–
سلااااام آقا امیر گل ، خوبین شما ؟



انشالله که برید و از دستش ندید قبل از مهاجرت .
نخیر پله بوقی هم نبود.خیلی هم برقی بود.
نظر شما محترم اما بر خلاف شما من معتقدم چلچراغ اراجیف گو نیست .
خواهش می کنم خوشحال هم میشم اینجا در ژوژمان دوستان کامنت گذار با هم وارد گفت و گو بشن .
من مدافع دوستان کامنت گذار نیستم . پس نمی تونم چیزی بگم . دوست دارم خود حامد جان اینجا پاسخ گو باشند . ولی من خودم به شخصه این برداشت شما رو از کامنت ایشون نداشتم که قصد نزول شخصیت و جایگاه شهیدان رو داشته باشند . ولی باز خودشون منظورشونو توضیح بدن بهتره !
نوامبر 25, 2010 در 12:05 ق.ظ.
یک دانشجوی اقتصادی
سلام..
کار خوبی کردین..تجدید قوا…
ولی فکر کنم راه بدهند…
———————————————————————————————

سلام
فعلا ً که نه تنها تجدید قوا نشده بلکه کاهش قوا شده برای درس خوندن!!!
یعنی من از وقتی که اومدم دریغ از یه کلمه درس خونده باشمااا
نمیدونم ! باید برم بپرسم !
نوامبر 25, 2010 در 11:54 ق.ظ.
حامد
درود
امیر من ربط داشته های شما وچیزهایی که خواهید داشت را به ازبین بردن یه دشت که محل زندگی عشایر بوده رو نمیفهمم !!!!
جنازه و قبر و مزار و…. جاش تو قبرستونه !!!!!! نه تو دشت و پارک و دانشگاه و هر جای دیگه !!!
نوامبر 25, 2010 در 6:12 ب.ظ.
اشکان
سلاااااااااام سارا جون چطوری؟ خیلی ییهو خیلی دلم واست تنگید. پیش کوهیار بودمو داشتیم درباره تو و گلی و ال کلاسیکو میگفتیم که عمو اومد.خیلی حال نومودیم.اومده بود واسه خونه ییلاقتون. میگفت گلی گفته حتما دوشنبه خونه باش که تلافی مشتای پارسال بعد گلای بارسا رودربیارم. منم که همچنان با عموم هستم.حتی بعد تقلبش تو جام جهانی.
خیلی مواظب خودت باش.بیخودم خودتو ناراحت چیزی نکن. همه چی آرومه
————————————————————————————————————————–
سلاااااااام
من هم دلکم برایتان تنگ شده اشکان مهربانم …
راستی کوهیار چه می کنه ؟ اون هم با تو سربازه ؟
ممنون که آمدی و توضیح دادی
انشالله که همیشه آروم بمونه:)
راستی بارسا از رئال برد ! نه ؟!
نوامبر 25, 2010 در 6:18 ب.ظ.
ارمان
شادی های برقیتان! ممتد!
امتحان هایتان هم بی وقفه!!
چراغ هایمان هم!! روشن!
همین و دیگر هیچ!
——————————————————————————————————————–
لطفتان مستدام(-:
نوامبر 25, 2010 در 6:39 ب.ظ.
اشکان
راستی اگه گفتی چهره ماندگار موسیقی و از اون مهمتر پدر موسیقی ایران کی شد؟
بهله بهله………ببین منو….بهله(همون لهجه بابای اتی خان) استاد کبیر- فخر ایران زمین- بزرگ این مملکت- استااااااااااااد علیرضا افتخارییییییییییییییییی بزن زنگو
شاعر میگه من دچار خفقانم خفقان-من به تنگ آمده ام از همه چیز-بگذارید هوااااااااااااااااااااااری بزنم
روزگار غریبیست نازنین دیگه قورباغه هم هفتیر میکشه
—————————————————————————————————————-
نــــــــــــــــــــــــــه؟:o
.ممنون
مثالش ا.ن. ِ محترم!!!
حتما واسه این بود از افسردگی درش بیارن .
آخه بیچاره از بی اعتنایی مردم به افسردگی مزمن رسیده بود حتی به ریاست جمهوری نامه نوشت و تهدید کرد که بار و بندیل رو جمع می کنه و مهاجرت می کنه به فرانس:))
خیلی نثرت طنز داشت داداش گلم . مرســی از ذوق طنزت که اینجا بکارش می بری:)
کلی خندوندیم
قورباغه که هفتیر کشیده ! کجایی کاری؟
نوامبر 26, 2010 در 8:07 ق.ظ.
عذرا
سلاااااااااااااااااام آبجی جونم
بهبه رفته بودین مسافرت پس.همیشه به گردش و شادی
منم تا حالا نرفتم همدان
منم داخل کلیساخرابه جلفا رو دیدم.خرابه نیست ها چون تعمیرش کردند.طبیعت اطرافش هم قشنگه
بخاطر همینه که من همیشه با عقب انداختن امتحان مخالف بودم( آیکون عذرای درسخوان)
چلچراغ رو تا حالا نخوندم.چی نوشته بود که توقیف شد؟
وجه تسمیه رشت رو هم نمیدونستم الان متوجه شدم.مرسی
نوامبر 27, 2010 در 1:41 ب.ظ.
vahit
دیدی بی چلچراغ شدیم؟!
اینو دیگه کجای دلم بذارم
بدبختب که یکی دوتا نیست،سه چهارتاست
نوامبر 27, 2010 در 4:35 ب.ظ.
دلژین
این خبر توقیف چلچراغ خیلیییییییی ناراحت کننده ست واسه همه
نوامبر 28, 2010 در 7:28 ب.ظ.
اشکان
سلامی چند باره…
کوهیار ما که همچنان دانشجوست.یه دو سه واحدی باقی مونده براش
خدا از دهنت بشنوه ولی بازی فردا شبه (دوشنبه)ولی ییهو دیدی بردیما
مرسی از لطفت سارا جون ولی اینو دیگه هر دو میدونیم طنز نوشتاری تو فوق العاده ست.ایشالا همیشه شاد بنویسی ما رو هم شاد کنی
میبینمت در پست بعدی
—————————————————————————————–
ممنون که خوندی و اومدی جواب دادی
شما لطف دارین :*
نوامبر 28, 2010 در 8:17 ب.ظ.
طنز درماني
سلام خسته نباشی
ادرس وبلاگ من تغییر کرد
لطف با ادرس جدید لینک نید
با سپاس
————————————————————-
دکتر تنها ؟
ممنون که اطلاع دادید .